چقدر دلتنگم
تمام من تو تمام کن تمام خوبی را ...
چقدر دلم گرفته
کاش بچه بودم ....چقدر روزا دیر و بد می گذره
حالم از این روزای لعنتی و بد بهم می خوره
تمام من تو تمام کن تمام خوبی را ...
چقدر دلم گرفته
کاش بچه بودم ....چقدر روزا دیر و بد می گذره
حالم از این روزای لعنتی و بد بهم می خوره
از خود امام حسن هم می خوام کمکم کنه چون فقط دیگه امیدم اونا هستن
ولی من که از رو نمیرم انقد دعا میکنم تا حاجتم رو بگیرم
اره خدای من من بنده توام و هیچکی رو تو این دنیا به این بزرگی ندارم از تو نخوام از کی بخوام ؟؟؟
خدای من کمکم کن منو ناامید نکن
خدای بزرگ من دوست دارم
چرا این روزا نمیگذره ؟؟؟
چرا هر روز بدتر از دیروز میشه ؟؟
خدااااااااااااااااااا من این حرفامو به کی بگم ؟؟؟
تو که منو خلق کردی به حرفم گوش نمی کنی دیگه چه توقعی از
دیگران ؟؟؟؟؟؟؟؟
من پذیرفتم عشق افسانه است این دل درد آسا دیوانه است
میروم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم
میروم از رفتنم شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتر از من میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را تندی برخورهای سرد را
بیا در کوچه باغ شهر احساس
شکست لاله را جدی بگیریم
اگرنیلوفری دیدیم زخمی
برای قلب پر دردش بمیریم
بیا در یک شب ارام و مهتاب
کمی هم صحبت یاس باشیم
اگر صد بار قلبی را شکستیم
بیا یک بار با احساس باشیم
باغبان از پی من تند دوید سیب را در دست تو دیدوغضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من
آرام آرام خش خش گام تو میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرقه این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت ؟؟؟؟
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم
میزند با اشک خونین خود رقم
گفت کای مجنون شیداچیست این؟
مینویسی نامه بهر کیست این؟
گفت:مشق نام لیلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست به من کام او
عشق بازی میکنم با نام او
خواستم تا به تواش هدیه کنم
لیک دیدم که در ان گوشه باغ
لاله ای پنهانی با نسیمی میگفت
جامه عشق برازنده هر قامت نیست![]()
![]()
![]()